حسنعلى خان افشار
104
سفرنامه لرستان و خوزستان ( فارسى )
خواهش شيخ محمد طاهر - سلمه الله تعالى - ساعت ملاحظه نموده ، عاليجاه نريمان خان با شهباز خان غلام پيشخدمت با مستوفيهاى معتبر آمده ، در عمارت حاكمنشين ( 66 ) قرار يافته ، مشغول امور رعيت شدند . همه رعيت از فقير و غنى هر [ 22 پ ] عرضى داشتند ، آمده ، احقاق حق مىشد . نريمان خان هرچند جوان است ، لكن احوال كامل ، چيز فهم ، رشيد مىباشد . صبح زود با اهل ديوانخانه به شهر مىآيد تا عصر تنگ در ديوانخانه هست ، عصر حوالى غروب به اردو برمىگردد . جز اين عرايض امروز عرض قابل نبود . خانزاد از اردو برگشته ، در منزل آرام گرفت . شب شد . روز سهشنبه بيست و سيم صفر : دو ساعت از روز گذشته ، سوار شده ، به ديوانخانهء شهرى رفته ، بعد رسيدن ديدم نريمانخان و شهبازخان و مستوفيان نشسته ، مشغول امور ديوانخانه مىباشند « 1 » . نريمان خان خودش مشغول انتظام و آسودگى رعيت [ بود ] و به اكثرى كه زياد ضرر خورده بودند ، تخفيف مىداد و همهء عمال و اعيان شهر آنجا بودند . خوب كار مىگذشت و هر تخفيف و كارى كه موافق دلخواه رعيت مىشد ، دعاى دوام دولت مىنمودند . بعد از يك ساعت خانزاد برخاسته « 2 » ، به منزل آمده ، آنروز گذشت . شب شد . روز چهارشنبه بيست و چهارم صفر : دو ساعت از روز گذشته ، به اردو رفته ، سهام الدوله را ديده ، بعد آمده ، آنروز هم گذشت . [ فرقههاى بختيارى ] روز پنجشنبه بيست و پنجم صفر : قدرى از روز گذشته ، عازم اردو شده ، وقوعات آنروز به طريقى است كه به خاكپاى
--> ( 1 ) . در اصل : مىباشد . ( 2 ) . در اصل : برخواسته .